سيد جلال الدين آشتياني

247

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

مقابل الثبات غير متناهي القسمة بالقوة و ليس قطع أولى من قطع ، فكيف يكون عدد غير متناه متجددا في زمان محصور . ( از اين عبارات معلوم مىشود كه شيخ در اثبات موضوع حركت در حركت كميه و بقاى آن عاجز مانده است و با ترديد سخن مىگويد ) . بعد از اين عبارت گفته است : شايد عنصر در حركت كمى ثابت است بعد چگونه مىشود عنصر ثابت باشد در حركت كمى ، كم متجدد بر عنصر واحد نمىشود ، بلكه به واسطهء تغذيه تجدد بر همهء عناصر جسم واقع مىشود . پس شايد صورت واحد در زيادتر از مادهء واحد حلول مىنمايد . چگونه چنين امرى ممكن است صورت واحد موجب تعين ماده واحد است و شايد صورت واحد در مادهء واحد محفوظ است و تا آخر مدت بقاى شخص ثابت است . چگونه اين امر امكان دارد ، در حالتى كه اجزاى جسم در حالت نموّ رو به زيادى است و اين زيادتى در همهء اجزاى جسم به‌طور مساوى است . يعنى همه اجزاى جسم رو به زيادتى مىباشند ، چون قوهء جسمانى مبدأ حركت در همهء جسم سارى است و همهء اجزاى جسم از اين جهت متساويند و در جسم جزئى كه صلاحيت از براى ثبات داشته باشد نيست . شايد قوه‌اى كه در جسم به حسب وجود سابق بر قوه‌هاى ديگر مىباشد اصل محفوظ است و لكن نسبت اين قوه به قوه سابق خود مثل غير اين قوه است نسبت به قوه لاحق بر آن . شايد نبات واحد را ما گمان مىكنيم واحد است ، بلكه وحدتش وحدت عددى نمىباشد و هر جزئى كه وارد مىشود جزء مستقلى است كه واحد بالشخص است و متصل مىشود به جزء اول » . از اين عبارت معلوم مىشود كه شيخ ( ره ) در اين مسأله مردد است و اكثر اين احتمالات براى حل اشكال مخالف با مبانى و قواعد مقرر در كتب شيخ مىباشد « 1 » .

--> ( 1 ) . شيخ بعد از عبارت مذكور گفته است : « أو لعلّ الأوّل ( يعنى جزء اول ) هو الأصل يفيض منه التالي شبيها به ، فإذا بطل الأصل بطل ذلك من غير انعكاس و لعلّ هذا يصح في الحيوان أو أكثر الحيوان و لا يصحّ فى النبات لأنّها لا تنقسم إلى أجزاء كلّ واحد منها قدر يستقلّ فى نفسه أو لعلّ للحيوان و النبات أصلا غير